سفارش تبلیغ
صبا
 
علی محمدی-طلبه ای از زنجان
کم گوى و گزیده گوى چون دُرّ نمی‌دانم تا کدامین قلۀ اهدافم صعود خواهم کرد؛ اما بی‌وقفه به سوی آخرینش در حرکتم
درباره وبلاگ


آدرس ایمیلمmohammadi1904@yahoo.com سعی این وبلاگ ارائه ی مباحث اخلاقی می باشد وبه دنبال این است یک دوره اخلاق نظری را به صورت کاملا آکادمیک در اینجا بیان کند،انشالله دعا کنید که بتوانیم عمل کنیم نه اینکه فقط به صورت اطلاعات در دلمان انباشته کنیم. بنده ی حقیر رشته ی تخصصی ام علاوه بر حوزوی بودن،فلسفه ی اخلاق می باشد.
لوگو
آدرس ایمیلمmohammadi1904@yahoo.com
سعی این وبلاگ ارائه ی مباحث اخلاقی می باشد وبه دنبال این است یک دوره اخلاق نظری را به صورت کاملا آکادمیک در اینجا بیان کند،انشالله دعا کنید که بتوانیم عمل کنیم نه اینکه فقط به صورت اطلاعات در دلمان انباشته کنیم.
بنده ی حقیر رشته ی تخصصی ام علاوه بر حوزوی بودن،فلسفه ی اخلاق می باشد.
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 11
  • بازدید دیروز: 181
  • کل بازدیدها: 506489



خدایا

ببخش که یک عمر

عاشقانه هایم را

خرج این و آن کردم!

و به تو  فقط یک مشت خمیازه و

کسلی و بی حوصلگی تحویل دادم...

!و




موضوع مطلب :

       نظر
چهارشنبه 93 تیر 11 :: 9:36 صبح
علی محمدی

لبار خدایا از کارهایی که کرده ام به تو پناه می برم از جمله از این که حسد کردم

از این که تظاهر به مطلبی کردم که اصلاً نمی دانستم

از این که زیبایی قلمم را به رخ کسی کشیدم

از این که در غذا خوردن به یاد فقیران نبودم

از این که مرگ را فراموش کردم

از این که در راهت سستی و تنبلی کردم

از این که عفت زبانم را به لغات بیهوده آلودم

از این که در سطح پایین ترین افراد جامعه زندگی نکردم

از این که منتظر بودم تا دیگران به من سلام کنند

از این که شب بهر نماز شب بیدار نشدم

از این که دیگران را به کسی خنداندم، غافل از این که خود خنده دارتر از همه هستم

از این که لحظه ای به ابدی بودن دنیا و تجملاتش فکر کردم

از این که در مقابل متکبرها، متکبرترین و در مقابل اشخاص متواضع، متواضع تر نبودم

از این که شکمم سیر بود و یاد گرسنگان نبودم

از این که زبانم گفت بفرمایید ولی دلم گفت نفرمایید

از این که نشان دادم کاره ای هستم، خدا کند که پست و مقام پستمان نکند

از این که ایمانم به بنده ات بیشتر از ایمانم به تو بود

از این که منتظر تعریف و تمجید دیگران بودم، غافل از این که تو بهتر از دیگران می نویسی و با حافظه تری

از این که در سخن گفتن و راه رفتن ادای دیگران را درآوردم

از این که پولی بخشیدم و دلم خواست از من تشکر کنند

از این که از گفتن مطالب غیر لازم خودداری نکردم و پرحرفی کردم

از این که کاری را که باید فی سبیل الله می کردم نفع شخصی مصلحت یا رضایت دیگران را نیز در نظر داشتم

از این که نماز را بی معنی خواندم و حواسم جای دیگری بود، در نتیجه دچار شک در نماز شدم

از این که بی دلیل خندیدم و کمتر سعی کردم جدی باشم و یا هر کسی را مسخره کردم

از این که " خدا می بیند " را در همه کارهایم دخالت ندادم

از این که کسی صدایم زد اما من خودم را از روی ترس و یا جهل، یا حسد و یا ... به نشنیدن زدم

--------------------------------------------

رحمت خدا بر نوجوانان سیزده ساله ای که راه نود ساله و صدساله سیر و سلوک را پیمودند

کاش رسانه های ما در کنار همه تبلیغات !!!!!!  این الگوها را معرفی میکردن ...کاش

 

قبل از سن تکلیف !!! توبه نامه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! من بعد از 30 سال چه باید بنویسم !!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟




موضوع مطلب :

       نظر
پنج شنبه 93 تیر 5 :: 1:12 عصر
علی محمدی

یکی بود ، یکی نبود.غیر از خدا هیچکس نبود.

این آغاز  قصه را جدی بگیریم که غیر از خدا هیچ کس نیست.آرامش می گیریم و این تمام عرفانه...




موضوع مطلب :

       نظر
پنج شنبه 93 خرداد 1 :: 10:26 صبح
علی محمدی

انسان‌ها سه گروه هستند  

گروه اول نه ایمان دارند و نه عمل

کسانی که دوست دارند خوشبخت باشند فقط آرزو می‌کنند و هیچ تلاشی برای رسیدن به مقصد نمی‌کنند. نه گوش شنوایی برای حق و حقیقت دارند و نه همت بالایی دارند  . انسان‌های سست عنصری که دنبال خوشی و تفریح هستند و این دنیا را فقط تفرجگاه می‌دانند تا جوانند سعی و تلاششان لذت بردن است و وقتی پیر شدند کارشان حسرت خوردن ایام جوانی است  .

خوب به اطرافیان خود بنگرید. نمونه این افراد در میان اقوام و دوست و آشنا و محل کار کم نیستند. هدفی ندارند جز لذت مداری؛ و هر چیز را با چشم لذت می‌بینند  .

این معنای آرزویی است که حضرت علی (علیه‌السلام) می‌فرماید: آرزویی که اندک‌اندک به خیال و توهم می‌پیوندد. این گروه نه ایمان دارند و نه عمل  .

 

گروه دوم ایمان و عمل ناقص دارند

کسانی هستند که موفقیت و سعادت و خوشبختی را دوست دارند. پله‌های تلاش و عمل را هم یکی در میان طی می‌کنند اما ناقص. نمره ایمان و اعتقاد و عملشان 10 است و در کارنامه عملشان گاهی تجدید هم دارند  .

این گروه هم هیچ گاه به مقصد نمی‌رسند، نه هدفمندی دارند، نه برنامه‌ریزی دارند  . نمازشان را یکی در میان قضا می‌کنند. به پای عمل به دین که می‌رسند جا می‌زنند و انگار بیشتر خودشان را گول می‌زنند. نه فقط در دین بلکه در کارهای دنیایی نیز ناموفق هستند . در درس خواندن توانا نیستند و نمرات درسیشان ضعیف است، یک روز خیلی زرنگ هستند و روز بعد حس ندارند  .

مانند بیماری که برای مداوا پیش طبیب می‌رود. طبیب برای او نسخه می‌پیچد؛ و داروهایی را با زمان و نوع معین به او می‌دهد و از او می‌خواهد هر کدام را سر وقت و درست بخورد. بیمار هیچ مراقبت و دقتی برای خوردن داروهای خود نمی‌کند و به همین دلیل درمان نمی‌شود. وقتی مجدداً پیش همان طبیب حاذق می‌رود دکتر از او می‌پرسد: آیا داروهایت را به موقع خوردی؟ به دروغ می‌گوید: آری. حال شما بگویید این بیمار در واقع به چه کسی دروغ می‌گوید؟ سر چه کسی را به اصطلاح امروزی‌ها کلاه می‌گذارد؟ و به چه کسی ضرر و آسیب می‌زند؟

پرونده اعمال بسیاری از ما در این دنیا همین گونه است. عمل ناقص و ایمان ضعیف مرکب همواری نیست که ما را به خوشبختی در دنیا و آخرت برساند به همین علت لنگان لنگان مسیر را طی می‌کنیم. 

اما گروه سوم ؛ هم ایمان دارند و هم عمل

گروهی که حضرت علی (علیه‌السلام) در نهج‌البلاغه به عنوان متقین از آن‌ها نام می‌برد و عاشقانه گویی داستان خودش را برای همه بیان می‌کند اینان برای رسیدن به هدفشان مصمم هستند آنچنان که با اراده‌های آهنینشان کوه‌ها را از جا می‌کند.

همت الرجال تقطع الجبال : همت مردان کوه‌های بلند را قطعه قطعه می‌کند .

عملشان کامل است، برنامه‌ریزی دارند و پیروزی نتیجه حتمی آنان است و صد در صد به مقصد می‌رسند.

در نتیجه اینان یاوران پر اقتدار مهدی صاحب‌الزمان هستند تو گویی کوه‌ها پیش اینان سر خم می‌کنند، وقتی نامشان می‌آید فرشتگان در عرش الهی درود و رحمت می‌فرستد؛ و سوارکاران مرکب سعادتند اینان شاگردان واقعی اهل‌بیت معصوم (علیهم السلام) هستند. کارنامه ایمان و عملشان عالی است تو گویی امام زمان پای پرونده اعمالشان را شخصاً امضا زده است آری وجود مقدس امام خمینی (ره) و مرحوم حضرت ایة الله بهجت نمونه های گران بهای این گروهند

 




موضوع مطلب :

       نظر
یکشنبه 92 اسفند 25 :: 10:59 صبح
علی محمدی

آیت الله بهجت(ره):

ما براى اوقات خواب خود افسوس مى خوریم که چرا براى نماز شب بیدار نمى شویم، در صورتى که اوقات بیدارى را به غفلت مى گذرانیم! زیرا اگر در بیدارى به توجّه و بندگى مشغول بودیم،

توفیق بیدارى شب را نیز براى تهجّد و خواندن نافله ى شب و تلاوت قرآن پیدا مى کردیم

 

{امام حسن عسکری علیه السلام: اِنَّ الوُصُولَ اِلی اللهِ عَزّوجلَّ سَفَرٌ لا یُدرَکُ اِلّا بِامتِطاءِ اللَّیلِ؛ وصول به خداوند عزوجل سفری است که جز با عبادت در شب حاصل نگردد}

در مجلس اوّل ملاقات مرحوم علاّمه طباطبایى با استاد اخلاقى خود مرحوم آقا سیّد على قاضى، مرحوم قاضى به ایشان فرمود:

فرزندم! اگر دنیا مى خواهى نماز شب بخوان، اگر آخرت هم مى خواهى نماز شب بخوان.

در روایت هم آمده است:

هر کس نماز شب بخواند و در روز بگوید که گرسنه هستم یا غذا و روزى ندارم او را تکذیب کنید.




موضوع مطلب :

       نظر
یکشنبه 92 اسفند 4 :: 10:24 صبح
علی محمدی

مرد فقیرى بود که همسرش کره مى ساخت و او آنرا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت آن زن کره ها را به صورت دایره های یک کیلویى مى ساخت. مرد آنرا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت و در مقابل مایحتاج خانه را مى خرید. روزى مرد بقال به اندازه کره ها شک کرد و تصمیم گرفت آنها را وزن کند. هنگامى که آنها را وزن کرد، اندازه هر کره 900 گرم بود. او از مرد فقیر عصبانى شد و روز بعد به مرد فقیر گفت:دیگر از تو کره نمى خرم، تو کره را به عنوان یک کیلو به من مى فروختى در حالى که وزن آن 900 گرم است. مرد فقیر ناراحت شد و سرش را پایین انداخت و گفت:ما ترازویی نداریم و یک کیلو شکر از شما خریدیم و آن یک کیلو شکر را به عنوان وزنه قرار مى دادیم . یقین داشته باش که:به اندازه خودت برای تو اندازه مى گیریم.




موضوع مطلب :

         نظر بدهید
یکشنبه 92 بهمن 27 :: 3:40 عصر
علی محمدی

الهی هب لی کمال الانقطاع الیک

ما در این دنیا آمدیم فقط برای اینکه

 

غیر او را از دل خارج کنیم.

تو صاحب خانه را به دل راه بده، او کم کم بقیه را از دلت بیرون می‌اندازد.

 

خدای من ! ... مقصودم در زندگی فقط تویی و نه هیچ کس ؛ و شب زنده داری و بی خوابیم فقط به عشق توست و نه هیچکس ؛ و روشنی چشمانم و آرامش دلم دیدار توست ؛ و منتهای آرزیم مقام وصل توست ...

(مناجات المریدین، بحار ، 91 ، ص 148)




موضوع مطلب :

       نظر
یکشنبه 92 بهمن 27 :: 3:33 عصر
علی محمدی

در روایت آمده است نوجوانی، که هنوز به سن بلوغ نرسیده بود، به پیامبر(ص) سلام کرد و از خوشحالی دیدن ایشان، چهره اش گشاده گشت و لبخند زد. حضرت به او فرمود: ای جوان! مرا دوست داری؟ گفت: ای رسول خدا! به خدا قسم آری. فرمود: همچون چشمانت؟ گفت: بیشتر؛ فرمود: همچون پدرت؟ گفت: بیشتر. فرمود: همچون مادرت؟ گفت: بیشتر. فرمود: همچون خودت؟ گفت: ای رسول خدا! به خدا قسم بیشتر. فرمود: همچون پروردگارت؟ گفت: خدا را، خدا را؛ ای رسول خدا! که این مقام نه برای تو است و نه دیگری. در حقیقت تو را برای دوستی خدا دوست می دارم.

در این هنگام رسول خدا(ص) به همراهان خویش روی کرد و فرمود: «این گونه باشید؛ خدا را به سبب احسان و نیکی اش به شما دوست بدارید و مرا برای دوستی خدا دوست بدارید.»




موضوع مطلب :

         نظر بدهید
یکشنبه 92 بهمن 27 :: 3:26 عصر
علی محمدی

چنین نیست که با چرخش زمین به دور خورشید سن انسان بالا رود و آدمی کامل شود، عمر هر کس محصول هجرت اوست. تاریخ هجری هر انسان از نخستین لحظه سیر درونی او آغاز میشود و به هر اندازه که این راه را ادامه دهد عمر او امتداد می یابد "والرجز فاهجر "                   استاد صمدی آملی




موضوع مطلب :

       نظر
شنبه 92 بهمن 5 :: 10:13 صبح
علی محمدی

روزی در محله ای زنی مهیای پخت نان بود که از تنور آن شعله های آتش بالا میزد . در همین وقت پیامبر اعظم (ص) ازآن محله گذر می کردند . زن پیامبر را نشناخت .همراهان او گفتند : آیا این مرد را شناختی ؟ زن گفت : خیر . گفتند : او پیامبر اسلام حضرت محمد (ص) است . زن بلافاصله به محضر

پیامبر عرض ادب و ارادت نمود .
عرض کرد : ای رسول خدا سوالی دارم .
پیامبر (ص)فرمود : بپرس.
زن گفت : مادر نسبت به فرزندش مهربان تر است یا خداوند ؟
پیامبر(ص) فرمود : معلوم است که آن مهربانی مادر نسبت به فرزند را خداوند در وجود مادر گذارده است .
زن گفت : اگر فرزند انسان حتی اگر بدترین فرد روی زمین باشد مادر حاضر نیست آن را در این آتش بیاندازد . پس چطور خداوند مهربانتر از مادر، انسان ها ی بد را به جهنم میبرد و آنها را با آتش عذاب میدهد؟
پیامبر(ص) مکثی فرمودند درحالی که اشک در چشمانشان حلقه زده بود و رندی آن زن را هم مشاهده می کرد فرمود: خدا همه بندگانش را بیشتر از مادر دوست دارد و هیچ بنده ای را به جهنم نمی برد بلکه بنده عصیانگر و کناهکار از دایره رحمت الهی فرار کرده و خواسته یا خواسته بطرف جهنم و عذاب میرود همانند فرزندی که مادرش او را بغل کرده و از خطرات حفظ ، ولی فرزند خطاکار وعصیانگر از دامن مادر فرار وممکن است به هر آسیب و خطری گرفتار آید .

 




موضوع مطلب :

       نظر
یکشنبه 92 دی 15 :: 3:34 عصر
علی محمدی
<   1   2   3   4   5   >>   >