سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
صبا
 
علی محمدی-طلبه ای از زنجان
کم گوى و گزیده گوى چون دُرّ نمی‌دانم تا کدامین قلۀ اهدافم صعود خواهم کرد؛ اما بی‌وقفه به سوی آخرینش در حرکتم
درباره وبلاگ


آدرس ایمیلمmohammadi1904@yahoo.com سعی این وبلاگ ارائه ی مباحث اخلاقی می باشد وبه دنبال این است یک دوره اخلاق نظری را به صورت کاملا آکادمیک در اینجا بیان کند،انشالله دعا کنید که بتوانیم عمل کنیم نه اینکه فقط به صورت اطلاعات در دلمان انباشته کنیم. بنده ی حقیر رشته ی تخصصی ام علاوه بر حوزوی بودن،فلسفه ی اخلاق می باشد.
لوگو
آدرس ایمیلمmohammadi1904@yahoo.com
سعی این وبلاگ ارائه ی مباحث اخلاقی می باشد وبه دنبال این است یک دوره اخلاق نظری را به صورت کاملا آکادمیک در اینجا بیان کند،انشالله دعا کنید که بتوانیم عمل کنیم نه اینکه فقط به صورت اطلاعات در دلمان انباشته کنیم.
بنده ی حقیر رشته ی تخصصی ام علاوه بر حوزوی بودن،فلسفه ی اخلاق می باشد.
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 10
  • بازدید دیروز: 143
  • کل بازدیدها: 411333



آلودگی ها و رذایل اخلاقی با هم برابر نیستند و شعاع تاثیر هر یک با دیگری متفاوت است. اگرچه همه گناهان و رذایل اخلاقی تاثیر نامطلوبی در دل انسان می گذارند و این گوهر پاک را به آلودگی می کشانند, اما تفاوت زیادی میان آنها وجود دارد. چراکه میزان آلایندگی هر یک از آنها در گستره فرد, اجتماع, زمان و مکان بسیار متفاوت است.


برخی از گناهان و رذایل اخلاقی تنها بر خود فرد گنهکار و یا زمان و مکان او تاثیر می گذارند. اما در مقابل برخی از آنها از محدوده فرد یا زمان و یا مکان او گسترش پیدا می کنند و شعاع بیشتری را تحت تاثیر خود قرار می دهند. بدین ترتیب شاید بتوان مجموعه بیماری های اخلاقی را به پنج گروه تقسیم کرد.

البته باید توجه داشت که برخی از گناهان و رذایل اخلاقی گونه های مختلفی دارند و به شکل های متفاوتی بروز می کنند. بنابراین چنین رذایلی ممکن است ذیل چند دسته از این گروه ها قرار گیرند و متناسب با شعاع آلایندگیشان مورد تحلیل قرار گیرند. اما این گروه های پنج گانه عبارتند از:

گروه اول: گناهان محدود به فرد گنهکار

دسته ای از رذایل اخلاقی هستند که تنها قلب خود فرد را آلوده می کنند و تاثیری فراتر از آن ندارند. این دسته از گناهان اگرچه زشت و ناپسند هستند اما شعاع تاثیرشان نسبت به دیگر گناهان کمتر است. بنابراین نکبت و پستی این گناهان تنها به درون خود فرد محدود می گردد و شعاع آلایندگی آن اندک است.

برخی از گناهان و رذایل اخلاقی تنها بر خود فرد گنهکار و یا زمان و مکان او تاثیر می گذارند. اما در مقابل برخی از آنها از محدوده فرد یا زمان و یا مکان او گسترش پیدا می کنند و شعاع بیشتری را تحت تاثیر خود قرار می دهند. بدین ترتیب شاید بتوان مجموعه بیماری های اخلاقی را به پنج گروه تقسیم کرد

کسی که عمل ریاکارانه به جا می آورد و یا اینکه به خدا بدگمان است و امیدی به رحمت او ندارد، تنها خود را به دام این بیماری مهلک انداخته است. البته تا زمانی که دیگران را در گناه خود شریک نگرداند و آنان را دخیل در آن ننماید.

نکته دیگری که باید درباره چنین رذایلی توجه داشت این است که با دیدی وسیع تر خواهیم فهمید که حتی چنین گناهانی هم به جامعه انسانی ضرر خواهند رساند. چراکه این رذیله اخلاقی فردی از جامعه را فراگرفته است و گوشه ای از ساختمان بزرگ اجتماع را تخریب کرده است.

با این حال باز هم بر سر سخن اولیه خود هستیم که شعاع تاثیر چنین گناهانی کمتر از دیگر گناهان و رذایل اخلاقی است.

گروه دوم: گناهان محدود به فرد و اطرافیان او

برخی از گناهان نه تنها شخص گنهکار را به آلودگی می کشاند, بلکه دیگران را نیز در انجام آن شریک می کند. نمونه بارز این دسته از گناهان, غیبت است. امام على علیه السلام هنگامی که دید شخصى در حضور فرزندش از کسى غیبت مى کند, چنین فرمود:

یا بُنَیَّ، نَزِّهْ سَمعَکَ عن مِثلِ هذا؛ فإنّهُ نَظَرَ إلى أخبَثِ ما فی وِعائهِ فَأفرَغَهُ فی وِعائکَ! (الاختصاص, ص 225)

فرزندم! گوش خود را از چنین کسى به دور دار؛ زیرا او به پلیدترین چیزهایى که در ظرف خود دارد، نگریسته و آنها را در ظرف تو خالى کرده است.

دسته ای از رذایل اخلاقی هستند که تنها قلب خود فرد را آلوده می کنند و تاثیری فراتر از آن ندارند. این دسته از گناهان اگرچه زشت و ناپسند هستند اما شعاع تاثیرشان نسبت به دیگر گناهان کمتر است. بنابراین نکبت و پستی این گناهان تنها به درون خود فرد محدود می گردد و شعاع آلایندگی آن اندک است

چنین گناهانی معمولا نیازمند همکاری جمعی است. چراکه اگر کسی حاضر نباشد به غیبت یا تهمت دیگران گوش دهد، معمولا چنین گناهانی شکل نمی گیرد و آلودگی آن گسترش نمی یابد.

گروه سوم: گناهان آلاینده جمع, گروه و جامعه

آلودگی برخی از گناهان بسیار فراتر از فرد و یا اطرافیان او است. ارتکاب این دسته از گناهان به نهادینه شدن آن در میان یک گروه کوچک و یا اجتماع بزرگ منتهی می گردد. بسیار اتفاق می افتاد که در جوامع کوچک یا بزرگ, فردی تنها یک بار لقبی زشت را بر پیشانی کسی می زند؛ اما از آن پس بسیاری از افراد آن جامعه او را با آن لقب فرا می خوانند. قرآن در مورد این دسته از گناهان می فرماید:

إِنَّ الَّذینَ یُحِبُّونَ أَنْ تَشیعَ الْفاحِشَةُ فِی الَّذینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلیمٌ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ ... (سوره نور, آیه 19)

کسانى که دوست دارند زشتیها در میان مردم با ایمان شیوع یابد، عذاب دردناکى براى آنان در دنیا و آخرت است‏.

اشاعه دادن رذایل اخلاقی در جامعه گناهی بس بزرگ تر از ارتکاب آن است. چراکه در این صورت افراد بسیاری به این گناه آلوده می شوند و تعداد زیادی به وسیله آن رنگ تاریک گمراهی را لمس می نمایند.

گروه چهارم: گناهان مسری به جوامع دیگر

دسته دیگری از گناهان هستند که نه تنها جامعه خود را به فساد می کشانند, بلکه جوامع دیگر را نیز آلوده می گردانند. متاسفانه امروز شاهد آن هستیم که بی بند و باری و فسادی که دامن گیر جهان غرب شده است, با سرعت فزاینده ای جوامع شرقی را نیز در می نوردد.

برخی از گناهان نه تنها شخص گنهکار را به آلودگی می کشاند, بلکه دیگران را نیز در انجام آن شریک می کند. نمونه بارز این دسته از گناهان, غیبت است

گروه پنجم: گناهان مسری به آیندگان

دسته دیگری از گناهان، مسیر زمان را نیز درمی نوردد و آیندگان را نیز آلوده خود می کند. این گناهان با چنان قدرتی در جامعه و یا جوامع دوران خود نهادینه می گردند که ناهنجاری آن در طول زمان به صورت یک هنجار در می آید و عادی سازی آن به شکل بسیار طبیعی صورت می پذیرد.

نمونه بارز این دسته از گناهان، بدعت است. پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله در روایتی، بدعت گذاران را بدترین مردم و موجودات برمی شمرد. (میزان الحکمه، ج 1، ص 513) چراکه شعاع تاثیر گناه آنان بسیار بیشتر از گناهان دیگر است.

مسلما شعاع آلایندگی این دسته از رذایل اخلاقی به هیچ وجه قابل مقایسه با گروه های دیگر نیست. به همین دلیل مراقبت و پیشگیری از این نوع از گناهان باید بیشتر از دیگر گناهان باشد.

این دسته از گناهان که بدترین و پست‌ترین رذایل است به دلیل آلایندگی فراوانی که دارد, قابل مقایسه با دیگر گناهان نیست. بنابراین همه افراد جامعه به صورت فردی و مسئولان جامعه به صورت اجتماعی باید مراقبت ویژه ای نسبت به شیوع این نوع از بیماری ها داشته باشند.

آلودگی برخی از گناهان بسیار فراتر از فرد و یا اطرافیان او است. ارتکاب این دسته از گناهان به نهادینه شدن آن در میان یک گروه کوچک و یا اجتماع بزرگ منتهی می گردد. بسیار اتفاق می افتاد که در جوامع کوچک یا بزرگ, فردی تنها یک بار لقبی زشت را بر پیشانی کسی می زند؛ اما از آن پس بسیاری از افراد آن جامعه او را با آن لقب فرا می خوانند

تطبیق

برای روشن شدن مطلبی که بیان شد، یکی از رذایل اخلاقی را بر آن تطبیق خواهیم کرد. حسادت یکی از بیماری های اخلاقی است که معمول مردم می توانند آن را درک کنند.

حسادت ممکن است در دل هر کسی بروز کند. اما گاهی با هوشیاری انسان بلافاصله از دل رخت برمی بندد. گاهی در دل می ماند و انسان را می آزارد اما با این وجود به مرحله عملیاتی شدن نمی رسد. گاهی هم از دل به زبان و عمل سرایت می کند و دیگران را نیز درگیر این رذیله اخلاقی می نماید. گاهی هم یک حسادت ساده چنان شعاع تاثیرش فزاینده می شود که تبدیل به یک معضل سیاسی یا اجتماعی می گردد و مثلا فعالیت های انتخاباتی را تبدیل به تسویه حساب های شخصی می کند. گاهی هم پا را فراتر می گذارد و به جوامع مختلف و زمان های گوناگون سرایت می کند و مردم را در دوران های پس از خود در آتش چنین فتنه ای می سوزاند.

 




موضوع مطلب :

       نظر
پنج شنبه 95 اردیبهشت 30 :: 12:56 عصر
علی محمدی

حجت الاسلام پناهیان:

  • ریشه حیات انسان، تمایلات اوست. و حرکت انسان به سوی کمال، در یک جمله قابل خلاصه شدن است و آن مدیریت کردن گرایشات است .
  • مدیریت کردن گرایشات یعنی گاهی باید از دستش فرار کنی. گاهی باید فریبش دهی. گاهی باید یک مشت به دهان گرایشاتت بزنی. گاهی باید منطقی با او حرف بزنی. این‌ها، انواع مدیریت کردن تمایلات است.
  • گاهی باید یک گرایش را مثل یک نهال پرورش دهی. بعضی از محبت‌ها، مثل شهابی می‌آید و می‌رود، شما باید تور بیندازی و آنرا نگذاری از دستت برود.
  • گاهی هوس می‌کنی ای کاش در مدینه کنار قبر امام سجاد(ع) بودم. بعد با خودت می‌گویی:«حالا شام چی داریم؟» اینجا به خودت بگو: «صبر کن بی مزه. شام داریم چیست؟!» بعد کنار این تمایل خوشگل و زیبا بایست، چرا؟ چون با توقف در کنار یک گرایش و تذکرش، آن گرایش را تقویت می‌کنی. زندگی، اساسا یعنی مدیریت تمایلات. و آدم بد، یعنی کسی که تمایلات خودش را مدیریت نمی‌کند.
  • هیچ چیزی، مثل دعا کردن، قدرت انسان را بر مدیریت کردن تمایلات افزایش نمی‌دهد. مثلا یکی از تمایلات انسان این هست که من می‌خواهم گناه نکنم. این تمایل خودت را در قالب دعا با خدا در میان بگذار.
  • دعا، برنامه ریزی برای کنترل تمایلات هست. در مناجات محبین امام سجاد(ع) عرضه میدارد: «ای آروزی مشتاقان، من محبت تو را می‌خواهم و محبت دوستان تو و محبت هر عملی که من را به تو می‌رساند؛ یَا غَایَةَ آمَالِ الْمُحِبِّینَ أَسْأَلُکَ حُبَّکَ وَ حُبَّ مَنْ یُحِبُّکَ وَ حُبَّ کُلِّ عَمَلٍ یُوصِلُنِی إِلَى قُرْبِکَ» می‌گوید:«چگونه حسادت درونم از بین برود؟» خب برو درب خانه خدا، از دست حسادت، تضرع کن. ضجه بزن

 




موضوع مطلب :

         نظر بدهید
پنج شنبه 95 اردیبهشت 30 :: 12:45 عصر
علی محمدی

پادشاهی بود که فقط یک چشم و یک پا داشت.

پادشاه به تمام نقاشان قلمرو خود دستور داد تا یک پرتره زیبا از او نقاشی کنند.

اما هیچکدام نتوانستند؛ آنان چگونه می‌توانستند با وجود نقص در یک چشم و یک پای پادشاه، نقاشی زیبایی از او بکشند؟سرانجام یکی از نقاشان گفت که می‌تواند این کار را انجام دهد و یک تصویر از پادشاه نقاشی کرد.

نقاشی او فوق‌العاده بود و همه را غافلگیر کرد. او شاه را در حالتی نقاشی کرد که یک شکار را مورد هدف قرار داده بود؛ نشانه‌گیری با یک چشم بسته و یک پای خم شده    !!!چرا ما نتوانیم از دیگران چنین تصاویری نقاشی کنیم؛ پنهان کردن نقاط ضعف و برجسته ساختن نقاط قوت آنان...




موضوع مطلب :

       نظر
یکشنبه 94 بهمن 25 :: 12:57 عصر
علی محمدی

وجود مبارک معصوم(سلام الله علیه) درباره این آیه که دارد: وَمَا یُؤْمِنُأَکْثَرُهُم بِاللَّهِ إِلّا وَهُم مُشْرِکُونَیعنی اکثر مؤمنین،مشرک‌اند فرمود: خیلی‌ها مواظب زبانشان نیستند می‌گویند: «لولا فلان لهلکتُ» اگر فلان کس نبود کارما حل نمی‌شد،فرمود: بگویید خدا را شکر که از این راه مشکل ما را حل کرد؛ اگر همهمشکلات به وسیله خدا حل می‌شود اینها می‌شوند وسیله اینها آورنده‌اند نه اینهابخشنده.بندگی را در زندگی آوردن یعنی این، باید مَلکه بشود که انسان هرگز نگوید اگرفلان کس نبود مشکل حل نمی‌شد یا اول خدا دوم فلان کس. خدا اوّلی نیست که دومی داشتهباشد خدا کسی نیست که دیگری در قبال او سِمتی داشته باشد باید شاکر باشیم که خدایسبحان به وسیله اشخاص مشکل ما را حل کرد اگر کسی مشکل ما را حل کرد فرستاده خداست،اگر کسی آمده که ما مشکل او را حل کنیم او هم فرستاده خداست این از بیانات نورانیحضرت امیر در نهج‌البلاغه است فرمود: «إنّ الْمِسْکِینَ رَسُولُ اللَّهِ» یعنی ایننیازمندی که آمد به شما مراجعه کرد او را خدا فرستاده است. خدا از یک طرف به شمانعمت داد از یک طرف هم به فلان شخص گفت برو در خانه فلان کس ببینم چه کار می‌کند؛این از غرر فرمایشات حضرت در نهج‌البلاغه است «إنّ الْمِسْکِینَ رَسُولُ اللَّهِ» لذا وقتی وجود مبارک امام سجاد(سلام الله علیه) صدقه‌ای را به سائل می‌داد دستش رامی‌بوسید.




موضوع مطلب :

         نظر بدهید
یکشنبه 94 بهمن 25 :: 12:53 عصر
علی محمدی

نمی خواهم  

...

 

آنچه را که دوست دارم ،

 

بدست

 

بیاورم

 

می خواهم  ...

 

آنچه را که دوست داری

 

به دستم بسپاری  ..!!

                أُفَوِّضُ أَمْری إِلَی اللَّهِ




موضوع مطلب :

         نظر بدهید
یکشنبه 94 بهمن 25 :: 12:21 عصر
علی محمدی

مرد فقیرى بود که همسرش کره مى ساخت و او آنرا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت آن زن کره ها را به صورت دایره های یک کیلویى مى ساخت. مرد آنرا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت و در مقابل مایحتاج خانه را مى خرید. روزى مرد بقال به اندازه کره ها شک کرد و تصمیم گرفت آنها را وزن کند. هنگامى که آنها را وزن کرد، اندازه هر کره 900 گرم بود. او از مرد فقیر عصبانى شد و روز بعد به مرد فقیر گفت: دیگر از تو کره نمى خرم، تو کره را به عنوان یک کیلو به من مى فروختى در حالى که وزن آن 900 گرم است. مرد فقیر ناراحت شد و سرش را پایین انداخت و گفت:ما ترازویی نداریم و یک کیلو شکر از شما خریدیم و آن یک کیلو شکر را به عنوان وزنه قرار مى دادیم . یقین داشته باش که:به اندازه خودت برای تو اندازه مى گیریم.




موضوع مطلب :

         نظر بدهید
یکشنبه 94 بهمن 25 :: 12:21 عصر
علی محمدی

پیغمبر اکرم ایستاده بودند یک کسى را که حد رجمِ زنا را بر او جارى میکردند، میدیدند؛ بعضى‌ها هم ایستاده بودند؛ دو نفر با همدیگر حرف میزدند؛ یکى به یکى دیگر گفت که مثل سگ تمام کرد و جان داد - یک همچین تعبیرى - بعد پیغمبر به سمت منزل یا مسجد راه افتادند و این دو نفر هم همراه پیغمبر بودند. توى راه که میرفتند، رسیدند به یک جیفه‌ى مردارى - به یک مردارى، حالا جسد سگى بود، درازگوشى بود، هر چى بود - که مرده بود و آنجا افتاده بود. پیغمبر به این دو نفر رو کردند و گفتند: گاز بگیرید و یک مقدارى از این میل کنید. گفتند: یا رسول‌اللَّه! ما را تعارف به مردار میکنید؟! فرمود: آن کارى که با آن برادرتان کردید، از این گاز زدن به این مردار بدتر بود. حالا آن برادر کى بوده؟ برادرى که زناى محصنه کرده بوده و رجم شده و اینها درباره‌اش آن دو جمله را گفته‌اند و پیغمبر اینجور ملامتشان میکند! زیادتر نگوئید از آنچه که هست، از آنچه که باید و شاید. منصف باشیم؛ عادل باشیم. اینها آن وظائف ماست. اینجور نیست که ما چون مجاهدیم، چون مبارزیم، چون انقلابى هستیم، بنابراین هر کسى که از ما یک ذره - به خیال ما و با تشخیص ما - کمتر است، حق داریم که درباره‌اش هر چى که میتوانیم بگوئیم؛ نه، اینجورى نیست. بله، ایمانها یکسان نیست، حدود یکسان نیست و بعضى بالاتر از بعضى دیگر هستند. خدا هم این را میداند و ممکن است بندگان صالح خدا هم بدانند؛ لکن در مقام تعامل و در مقام زندگى جمعى، باید این اتحاد و این انسجام حفظ بشود و این تمایزها کم بشود بیانات مقام معظم رهبری امام خامنه ای(حفظه الله) در دیدار اعضاى بسیجى‌ هیئت علمى دانشگاه‌ها




موضوع مطلب :

         نظر بدهید
یکشنبه 94 بهمن 25 :: 12:18 عصر
علی محمدی
       نظر
چهارشنبه 94 آذر 25 :: 11:42 صبح
علی محمدی

مردی به خدمت امام صادق(ع) آمد و عرضه داشت : من مرتکب گناهی شده ام .

امام صادق(ع) فرمود :خدا می بخشد

آن شخص عرضه داشت :گناهی که مرتکب شده ام خیلی بزرگ است.

امام فرمود: اگر به اندازه ی کوه باشد خدا می بخشد.

آن شخص عرضه داشت: گناهی که مرتکب شده ام خیلی بزرگتر است.

امام فرمود : مگر چه گناهی مرتکب شده ای؟

وآن شخص به شرح ماجرا پرداخت.

پس از اتمام سخن امام صادق(ع) رو به آن مرد کرد و فرمود: خدا می بخشد ، من ترسیدم که نماز صبح را قضا کرده باشی.

 

از امام صادق(ع) پرسیدند که چرا کسانی که در آخر زمان زندگی میکنند رزق و روزیشان تنگ است؟

فرمودند : به این دلیل که غالبا نمازهایشان قضا است.

حجت الاسلام سید جلال موسویان

مرحوم آیت الله حاج شیخ حسنعلی اصفهانی (معروف به نخودکی) در وصیت خود به فرزندش می گوید:

اگر آدمی چهل روز به ریاضت و عبادت بپردازد ولی یک بار نماز صبح از او فوت شود، نتیجه آن چهل روز عبادت بی ارزش (نابود) خواهد شد. فرزندم تو را سفارش می کنم که نمازت را اول وقت بخوان و از نماز شب تا آن جا که می توانی غفلت نکن.»

 

برای این که جهت اقامه نماز صبح خواب نمانید، قبل از خوابیدن آخرین آیه سوره کهف را بخوانید:

بسم الله الرحمن الرحیم

قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ یُوحی إِلَیَّ أَنَّما إِلهُکُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَمَنْ کانَ یَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا یُشْرِکْ بِعِبادَهِ رَبِّهِ أَحَداً.

 

 




موضوع مطلب :

       نظر
شنبه 94 آبان 30 :: 1:43 عصر
علی محمدی

روزی دو نفر، یکى شیعه و دیگرى اهل سنت، در خانه اى با هم زندگی مى کردند.

یک روز برادر اهل سنت به سفر رفت و در راه بود که برادر شیعه زنگ زد به او و گفت: "سریع برگرد خونه که کار بسیار بسیار واجبى دارم".

اهل سنت گفت: الان تو راهم نمى شه".

شیعه اصرار کرد و اهل سنت باز قبول نمی کرد.

آخر آنقدر اصرار کرد که اهل سنت قبول کرد که برگردد.

وقتی برگشت گفت: کار مهمت چى بود؟"

شیعه گفت: هیچى؛ فقط خواستم بگم دوستت دارم، و تو دوست منى. همین".

اهل سنت عصبانی شد و گفت: این همه راه منو کشوندى که همینو بگى؟ مگه آزار دارى؟"

شیعه گفت: این همون حرفیست که شما در مورد پیغمبر می زنید. می گویید پیامبر(ص) این همه مردمو معطل کرده، وقتی به غدیر خم می رسه دستور توقف می ده، می گه اونایی که جلو افتادن بگین برگردند و صبر می کنیم اونایی که نرسیدن برسن. می گن آنقدر هوا گرم بوده که مردم زیر شکم شتر پناه می بردند و عبا روی سرشون می انداختند. تعدادشون 120هزار نفر بوده

آن وقت پیغمبر این همه آدم رو معطل کنه بگه على فقط دوست منه؟




موضوع مطلب :

       نظر
سه شنبه 94 مهر 14 :: 10:25 صبح
علی محمدی
1   2   3   4   5   >>   >