سفارش تبلیغ
صبا
 
علی محمدی-طلبه ای از زنجان
کم گوى و گزیده گوى چون دُرّ نمی‌دانم تا کدامین قلۀ اهدافم صعود خواهم کرد؛ اما بی‌وقفه به سوی آخرینش در حرکتم
درباره وبلاگ


آدرس ایمیلمmohammadi1904@yahoo.com سعی این وبلاگ ارائه ی مباحث اخلاقی می باشد وبه دنبال این است یک دوره اخلاق نظری را به صورت کاملا آکادمیک در اینجا بیان کند،انشالله دعا کنید که بتوانیم عمل کنیم نه اینکه فقط به صورت اطلاعات در دلمان انباشته کنیم. بنده ی حقیر رشته ی تخصصی ام علاوه بر حوزوی بودن،فلسفه ی اخلاق می باشد.
لوگو
آدرس ایمیلمmohammadi1904@yahoo.com
سعی این وبلاگ ارائه ی مباحث اخلاقی می باشد وبه دنبال این است یک دوره اخلاق نظری را به صورت کاملا آکادمیک در اینجا بیان کند،انشالله دعا کنید که بتوانیم عمل کنیم نه اینکه فقط به صورت اطلاعات در دلمان انباشته کنیم.
بنده ی حقیر رشته ی تخصصی ام علاوه بر حوزوی بودن،فلسفه ی اخلاق می باشد.
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 9
  • بازدید دیروز: 181
  • کل بازدیدها: 506487



یک عالم عارف و بزرگواری بود که هر موقع می‌رفت بالای منبر، به مناسبتی که بحث پیش می‌آمد، به طلبه‌‌هایش می‌گفت: طلبه‌‌های محترم، به خانم‌هایتان احترام بگذارید. امیرالمؤمنین فرمود: زن ریحانه است. باید به زن احترام گذاشت. محبت کرد. مؤمن از راه محبت داشتن به همسرش خیلی به خدا مقرب می‌شود. طلبه‌ها گفتند: بابا این هم یک خانم خوب گیرش آمده، هی تعریف می‌کند. این از دل ما خبر ندارد. خانم‌های ما پدرمان را در می‌آورند. اخلاق‌شان بد است. غر می‌زنند سر ما.

 

بعد گفتند که ما یک روز برویم خانه‌شان ببینیم اینها اندرونی‌شان چه خبر است؟ اینقدر این آقا از خانواده و خانواده‌داری صحبت می‌کند. چه طوری خانواده‌داری می‌کند؟ همه می‌گفتند: این استاد ما چقدر خسیس است. هیچ وقت ما را دعوت نمی‌کند خانه‌اش؟

 

 یک روز، دو سه نفر سرزده رفتند خانه آن استاد. در زدند. استاد آمد دم در. بله بفرمایید؟ گفتند: حاج آقا مهمان هستیم. در آداب اسلامی مهمان را که رد نمی‌کنند. فرمود: مهمان؟ آخر ما که قرار نداشتیم. گفتند: حاج آقا دیگر ما آمده‌ایم. یک چایی خانه‌ات میخوریم و میرویم. مهمانی است دیگر. مهمان را که آدم رد نمی‌کند. آقا گفتند: بفرمایید.

 

این استاد حوزه در را باز کرد، یاالله گفت، بفرمایید. این طلبه‌‌های مهمان که داشتند می‌رفتند که بروند در اطاق پذیرایی، یک‌دفعه‌ خانم این استاد سر و کله‌اش پیدا شد و شروع کرد به فحش و ناسزا دادن به استاد. سکه یک پولش کرد. اینها گفتند: اوه اوه اوه چقدر زشت شد! انگار ما وسط دعوا آمدیم خانه شان. می‌خواستند برگردند. آقا فرمود: حالا که آمده اید بروید بنشینید. اگر من   تا به حال شما را دعوتتان نکرده بودم، برای همین مسائل بوده. حالا که آمده اید بروید بنشینید، چایی برای‌تان می‌آورم. استادِ ایستاد حسابی فحش‌‌هایش را از خانم خورد و بعد برای اینها چایی آورد. طلبه ها روی‌شان نمی‌شد سرشان را بلند کنند.

 

استاد گفت: چایی بفرمایید. مهمانی آمدید دیگر، راحت باشید. گفتند: آقا ببخشید ما واقعاً وسط دعوا آمدیم. این چه جوری شد یک‌دفعه‌ای؟ شما که می‌گفتید که با خانم‌ها مهربان باشید، استاد گفت: من هنوز هم همین را می‌گویم. این را که شما امروز دیدید، این خوراک هر روز من است. تا خانمم کلی به من بد و بیراه نگوید، آرام نمی‌گیرد. هر چه هم که من دارم، از صبری است که برای خانمم داشته ام.

 

این خانمم را خدا مأمور کرده با من بد رفتاری کند، من صبر کنم، رشد کنم. من تقدیرم این است.

 

(دقیقه‌ای یک دفعه، خانم از آقا گله می‌کند، آقا از خانم گله می‌کند، اصلاً گله نکنید. بد است دیگر، تحملش کن. تازه خانمت اذیتت می‌کند، باید دعایش هم بکنی که یک وقت خدا نابودش نکند. شوهرت شما را اذیت می‌کند، تازه دعایش هم بکن که نابود نشود.)




موضوع مطلب :

         نظر بدهید
شنبه 92 شهریور 16 :: 8:0 صبح
علی محمدی

عشق قبل از ازدواج، فریبندگی است و عشق بعد از ازدواج، زندگی است. عاشق شدن قبل از ازدواج ، ضریب خطای انسان را بسیار بالا می برد و انسان را آسیب پذیر می کند. این جاست که با دست خود، بزرگترین دام زندگی را پیش پای خود پهن کرده ایم. اگر ازدواج، عاشقانه باشد زندگی عاقلانه می شود. عشق چشم را می بندد و عقل چشم را باز می کند. ویژگی عشق این است که معایب را نشان نمی دهد و ویژگی عقل این است که همه خوبی ها و بدی ها را نشان می دهد. اگر ازدواج عاشقانه بود، معایب و بدهی ها دیده نمی شود. وقتی کسی را دوست دارید بدی های او را یا نمی بینید و یا حتی بدی او را خوبی می بیند.

 اما کم کم، این معایب در طول زندگی دیده می شود. چشم عقل گشوده می گردد و آنچه قبلا به چشم نمی آید امروز دیده می شود و آنچه در گذشته قابل تحمل می نمود امروز، غیر قابل تحمل می نماید. در ترازوی عقل و عشق، هر چه کفه عقل بالا می رود کفه عشق پایین می آید و این جاست که دو طرف، برای یکدیگر غیر قابل تحمل می شوند و کابوس طلاق، تاویل یافته و همان گونه که معبّران زندگی تعبیر کرده بودند تحقق می یابد.

البته این سخن به این معنا نیست که قبل از ازدواج نباید هیچ گونه آشنایی وجود داشته باشد بلکه به این معنا است که آشنایی های قبل از ازدواج نباید جنبه عاطفی پیدا کند. آشنایی عاطفی جلوی ازدواج عاقلانه را می گیرد.

اما اگر ازدواج عاقلانه باشد زندگی عاشقانه می شود. وقتی دختر و پسر هنوز به هم علاقه ندارند، با چشم و گوش باز در مورد هم تحقیق می کنند؛ منطقی فکر می نمایند و در نهایت، ضریب تصمیم گیری درست برای آنها بسیار بالا می رود. این انتخاب عاقلانه، زندگی عاشقانه به دنبال دارد.

قرآن، عشق بین زن و شوهر را هدیه ای الاهی می داند که به مناسبت ازدواج به آنها داده شده است نه قبل از ازدواج(روم:21). عشق بعد از ازدواج هدیه ای الاهی است که ثمره آن ماندگاری زندگی در سایه محبت و گذشت و همکاری دو جانبه است (و جَعَلَ بینَکم مَوَدّةً و رحمة) اما عشق قبل از ازدواج هدیه ای شیطانی است که نتیجه آن، ازدواج نا آگانه، زندگی بیمار گونه و در نهایت طلاق ناباورانه است.




موضوع مطلب :

       نظر
سه شنبه 91 اسفند 29 :: 4:18 عصر
علی محمدی

اینکه زن باشی...اما...

اینکه زن باشی و از آبشار زیبای موهایت لذت ببری

ولی آن را بپوشانی و پنهان کنی طوری که حتی تاری از آن معلوم نباشد

اینکه زن باشی و اندام مناسبی داشته باشی

ولی آن را بپوشانی و پنهان کنی

اینکه زن باشی و بتوانی زیبا و با عشوه حرف بزنی

ولی نزنی و صدایت را نازک نکنی

اینکه زن باشی و بتوانی همکار نامحرمت را بخندانی طوری که لحظات شادی با هم داشته باشید

ولی نخندانی و از قید آن شادی هم بگذری و سنگین برخورد کنی

اینکه زن باشی و در بازار عرضه و تقاضای ادا و عشوه و هوی و هوس بتوانی عرضه کننده باشی

ولی نباشی هر چند که قابلیتش را داشته باشی

اینکه ارزش های جامعه ات وارونه شده باشد و برای ارزش های تو

در پوشش بودن های تو

ارزشی قائل نباشند

اینکه جوری حرف بزنی ، قدم برداری و پوشش داشته باشی که

همکارت ، استادت ، همکلاسی دانشگاهت تحریک نشود و راحت و آسوده کارش را بکند و تمرکزش بهم نریزد ؛ اینکه با همه این تناقض ها دست بگریبان باشی و حتی پایت گران هم تمام شود ؛

همه اینها ارزش یک لحظه نگاه رضایت بخش بانو را دارد که دست دعا بلند کند و بگوید خدایا

« دختران امت پدرم ، همه زیبایی ها را داشتند و معیوب و مفلوج و کچل و زشت نبودند

ولی برای رضای تو زیبایی هایشان را از نامحرم پنهان کردند

پس تو محبت خودت را در دل هایشان صد چندان کن !

طوری که هیچ چشم و ابرویی

ناز و کرشمه ای

پول و مکنتی

نتواند جایگزین آن شود ! »




موضوع مطلب :

       نظر
شنبه 91 اسفند 12 :: 12:19 عصر
علی محمدی

آیا بستن بخت دختران و بستن راه کار... واقعیت دارد؟ اگر واقعیت دارد از طرف خدا است یا افرادی که در این دنیا زندگی می‏کنند؟ 3- آیا دعای دعا نویس‏ها درست است؟ 4- راه باز شدن بخت... چیست؟
در قرآن بیش از 50 مورد کلمه سحر به کار رفته که از مجموع آن می‏توان استفاده کرد که سحر به دو قسم تقسیم می‏شود
1- سحری که مقصود از آن فریفتن و تردستی و شعبده بازی و چشم بندی است و حقیقتی ندارد، چنانکه می‏خوانیم "ریسمانها و عصاهای آنان (جادوگران زمان موسی‏ علیه السلام) بر اثر سحرشان به نظر می‏رسید که حرکت می‏کنند.(1)
2- قسم دوّم سحری است که واقعاً اثرگذار است مثل اینکه باعث جدائی زن و شوهر و یا مریض شدن انسان و... می‏شود، در قرآن می‏خوانیم "آنها مطالبی را می‏ آموختند که بتوانند به وسیله آن میان مرد و همسرش جدایی بیفکنند... آنها قسمتهایی را فرا می‏گرفتند که برای آنان زیان داشت و نفعی نداشت.2)
3- قسم سوّمی هم ادّعا شده که ممکن است بر اثر سحر، شکل اشخاص تغییر کند، مثلاً انسان بر اثر سحر تبدیل به حیوان شود که این واقعیت ندارد.(3)
امام صادق ‏علیه السلام فرمود: سحر، انواعی دارد:
1- یک نوع آن مانند طبابت است، چنانکه پزشکان برای هر دردی دوا و دارو دارند، ساحران هم برای هر سلامتی آفتی و برای هر عافیتی بلایی دارند.
2- تردستی و چشم بندی
3- تسخیر نمودن جنّ و شیاطین.(4)

پس اصل وجود سحر و تأثیر گذاری آن فی الجمله، واقعیت دارد.
اما اگر مراد این باشد که کسی به واسطه سحر بین زن و شوهری دشمنی ایجاد کند و یا خواستگاری را نسبت به دختری بدبین کند و یا شخصی را نسبت به کار و شغل خاصش بدبین کند این ممکن است، و اما اینکه بتواند کاملاً جلو بخت دختری را بگیرد، این واقعیّت ندارد. فقط صرف تخیّل است. و همچنین است نسبت به شغل و کارهای انسان به طوری که همه راهها را بر انسان ببندد، امکان ندارد.(5)
اما دعای دعانویس‏ها اگر به صورت ابطال سحر باشد می‏تواند درست باشد و واقعیّت داشته باشد، چنانکه امام صادق ‏علیه السلام به شخصی که ساحر بود و قصد توبه داشت فرمود: بعد از این "عقده سحر را بگشا و سحر را باطل کن ولی گره جادوگری مزن(6) و همچنین اگر به صورت استفاده از اثرات بعضی سوره‏ها و یا آیات قرآن باشد.(7) و یا آثار بعضی دعاها و ختم‏ هایی که مدرک صحیح دارند، باز هم قابل قبول است(8)، چون دعا اثر دارد، چنانکه پیامبر اسلام ‏صلی الله علیه وآله فرمود: دعا می‏تواند قضای الهی را تغییر دهد.(9) اما نوع دعا نویسان فعلی، مخصوصاً آنهایی که سواد کافی نسبت به قرآن و روایات و دعاها ندارند( و این کار را شغل و وسیله درآمد قرار داده ‏اند و با انواع حیله‏ ها می‏خواهند از مردم پولی به دست آورند، قابل اعتماد نیستند و به حرف آنها نباید توجه شود. البته نوع دیگری از دعا داریم که ممکن است انسان بر اثر پاکی روح دعایی بنویسد و یا بخواند که مؤثر واقع شود، شبیه رجبعلی خیاط، و یا مرحوم نخودکی اصفهانی(10) که این نوع، واقعیّت و صحّت دارد، منتهی بسیار نادر و نایاب است.
نوع دیگری از تصرفات که در جامعه ما دعا نویسی خوانده می‌شود ولی ارتباطی به دعای واقعی ندارد، استفاده از علوم غریبه مثل جفر و رمل و ... می‌باشد. اعداد و برخی از کلمات و حروف خواصی دارند و برخی با دانستن و به کار بستن آن‌ رموز می‌توانند به کارهایی خارج از عرف دست بزنند. ممکن است این آثار در برخی از آیات قرآن نیز یافت شوند که هر کسی این آثار را نمی‌شناسد. البته در موارد بسیاری این آیات اثرات مفید و سحر شکن دارند، ولی سوء استفاده از آن ناممکن نیست.
اگر واقعاً ثابت شود که شخصی مورد سحر قرار گرفته، باید دنبال کسی برود که می‏تواند سحر را باطل کند، اما مسأله مهمی که برای شما بیان می‏شود این است که اعمال و رفتار خود انسان در سرنوشت انسان سهم بسزایی دارد، قرآن می‏فرماید: در آن چه مصیبت به شما می‏رسد، دستاورد خودتان است"(11) علی ‏علیه السلام در تفسیر این آیه فرموده: "از گناهان اجتناب کنید که تمام بلاها و کمبود روزی به واسطه گناه است حتّی خراش برداشتن بدن و زمین خوردن و مصیبت دیدن"(12) شاید گاهی گناهان انسان مانند بی‏حرمتی به پدر و مادر و امثال آن باعث شود مسائل ازدواج به مشکلات برخورد کند، و یا نسبت به کار و زندگی و یا به رزق و روزی لطمه وارد شود.
بهترین راه برای باز شدن بخت و... توجه به مسائل زیر است:
1-از گناهان، شدیداً دوری کنید، در این صورت قطعاً خداوند زمینه ازدواج مناسب و یافتن کارهای مفید و... را برای انسان فراهم می‏کند(13 )
2- به واجبات مخصوصاً نماز و روزه اهمیّت داده شود.
3- خدمت به دیگران مخصوصاً پدر و مادر و بستگان نزدیک در بهتر شدن وضع زندگی انسان بسیارمؤثر است.
4- از همه مهمتر، سرمایه بسیار بزرگی در اختیار داریم و آن وجود اهلبیت عصمت و طهارت‏علیهم السلام است که دعا و توسل به آنها داشته باشیم، مخصوصاً توسل به امام زمان (عج) روحی و ارواح العالمین له الفداء، بسیار مؤثراست.
5- دعای خالصانه نمودن و حاجات را از خداوند خواستن، امام صادق ‏علیه السلام فرمود: "دعا برای حل مشکلات از نیزه نفوذ کننده ‏تر است.(14) و پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود: "دعا اسلحه مؤمن است"(15) در حدیث دیگر آمده اگر بنده به درگاه خداوند دست به دعا بردارد، خداوند حیا می‏کند از اینکه او را دست خالی رد کند.(16) منتهی دعا شرائطی دارد از جمله اینکه یقین داشته باشد خداوند حاجت او را بر آورده می‏نماید. در حدیثی می‏خوانیم که هرگاه دعا نمودید، امید داشته باشید که حاجت شما بر آورده شود.(17)
6- اندیشه نمودن در جوانب کار و از عقل خود بهره بردن. علی‏ علیه السلام فرمود: کسی که قبل از انجام کاری اندیشه و تدبیر کند در آینده پشیمان نمی‏شود.(18) و آینده و جوانب هر کاری را در نظر گرفتن. پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود: هرگاه خواستی کاری را انجام دهی در عاقبت آن اندیشه کن.(19)
7- مشورت نمودن و بهره برداری از عقل بزرگان، علی‏علیه السلام فرمود: قبل از هر کاری مشورت کن.(20) امام صادق‏علیه السلام فرمود: کسی که مشورت کند به هلاکت نمی‏افتد.(21)
پاورقی‌ها

1 - قرآن کریم، سوره طه: 66. و شبیه این است آیه 66 سوره اعراف.
2 - بقره: 102.
-3 ر.ک: تفسیر نمونه، ج 1، ص 377، تا 382.
-4 احتجاج طبرسی، ص 939 به نقل از نخبة التفاسیر، ص 319-325.
-5 از جمله "و ما هُم بضارین مِن احدٍ الاّباذن اللّه" در آیه 103 سوره بقره استفاده یم شود که بدون اذن پروردگار نمی‏توانند به کسی زیان برسانند. در آن مواردی که خداوند اذن بدهد اثر دارد، لذا در همه موارد نمی‏تواند اثر داشته باشد (تفسیر نمونه، ج 1، ص 376، شماره 14).
-6 وسائل الشیعه، به نقل از تفسیر نمونه، ج 1، ص 380.
-7 کیمیای محبّت، محمد محمدی ری شهری، ص 196 و تفسیر نورالثقلین.
-8 همان مدرک، ج 1، ص 258.
-9 الحکم الزهراء، علیرضا صابری، ص ج 1، ص 254.
-10 ر.ک: کیمیای محبت، همان و نشان از بی‏نشانها.
-11 شوری: 30.
-12 خصال: 1/616. و بحار 47/35 /73.
-13 بحارالانوار، ج 73، ص 47.
-14 اصول کافی، ج 4، ص 214.
-15 همان، ص 213.
-16 همان، ص 218.
-17 شهید مطهری، بیست گفتار، ص 282.
-18 علیرضا صابری، الحکم الزاهرة، ج 2، ص 21.
-19 همان، ص 21.
-20 همان، ص 407.
-21 همان، ص 405.
سوره عنکبوت، آیه 69
وَ الَّذِینَ جاهَدُوا فِینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الُْمحْسِنِینَ
کسانی که در راه ما کوشیده اند و به یقین راه های خود را به آنان می نمایانم و در حقیقت خدا با نیکوکاران است




موضوع مطلب :

         نظر بدهید
شنبه 91 اسفند 12 :: 11:48 صبح
علی محمدی

حرف بسیار ظریفی از علامه محمدتقی جعفری نقل کرده‌اند که کسی از ایشان سوال کرده بود چرا اسلام تا این حد در مسئله ی محرم و نامحرم سختگیری می‌کند؟ مرحوم علامه لبخندی زده بودند و فرموده بودند چون در ازدواج و در رابطه زناشویی اتفاق بزرگی می‌افتد که بزرگ‌ترین اتفاق عالم است و آن تولد یک انسان است. تمام دین برای کمال یافتن همین انسان است. همهعالم برای متکامل شدن این انسان، دست به دست هم داده‌اند. اگر کوچک‌ترین صدمه‌ای به این انسان برسد عرش خدا می‌لرزد. آبروی این انسان مومن از حرمت کعبه بیشتر می‌شود. از طرفی خدا در قرآن می‌فرماید: مَن قَتـَلَ نَفساً فکأنما قَتـَلَ النّاس جمیعاً و مَن أحیا‌ها فکأنما احیا النّاس جمیعاً، یعنی اگر کسی او را از بین ببرد مثل این است که همه مردم را از بین برده است و اگر او را زنده کرد مثل این است که همه مردم را زنده کرده است. این یک نفر مساوی با کل هستی است. می‌فرماید: الناس معادن کمعادن الذهب و الفضه. این انسان معدنی از طلاست که همه انبیا و اولیا برای ظاهر کردن این طلا و ارزش والا و عالی آمده‌اند. لذا علامه فرمودند به وجود آمدن این انسان است که در بحث ازدواج مهم است. و این انسان است که حرمت دارد و ما اگر این حرمت را نشناختیم و قدر ندانستیم و به آن اهانت کردیم، مسئولیم. اگر من به این انسان توهین کردم، به کرامت الهی توهین کرده‌ام. این انسان بزرگ‌ترین و باارزش‌ترین وجودی است که در هستی به وجود می‌آید. لذا فرمودند ازدواج حساس و مهم است چون مقدمه این اتفاق بزرگ در عالم، ازدواج است.




موضوع مطلب : محرم, نامحرم, روابط دختروپسر

       نظر
شنبه 91 آذر 25 :: 11:46 صبح
علی محمدی

آیا در اسلام چیزی تحت عنوان بسته شدن بخت یا چیزی به این مفهوم داریم؟ چون من چند دعا را در چند جا دیده ام که درباره آن گفته شده که برای باز کردن بخت دختران است. در علوم غریبه هم چنین مسایلی داریم؟ لطفا توضیح دهید.

گرچه سحر، جادو و بسته شدن بخت واقعیت دارد ولی غالب آن چه امروزه در میان مردم در این باره شایع است، بى‏اساس مى‏باشد و اکثر کسانى که به این امور مى‏پردازند کلاه بردارانى هستند که از این طریق قصد اخاذى و پر کردن جیب خود را دارند

سحر و جادو و بسته شدن بخت از نظر قرآن کریم و احادیث واقعیت دارد. به این امر در آیه 102 سوره بقره و 4 سوره فلق اشاره شده است. از این آیات و برخی روایات استفاده می شود که برخی از سحرها واقعا اثر گذارند. همچنان که آیه 102 سوره بقره می فرماید: مردم سحرهایی را فرا می گرفتند که میان مرد و همسرش جدایی می افکند.

علامه طباطبایی در وجود داشتن چنین اموری می فرمایند: «... در این میان افعال خارق العاده دیگری است که مستند به هیچ کدام از سبب از اسباب طبیعی و عادی نیست، مانند خبر دادن از پنهانی ها و مانند ایجاد محبت یا دشمنی و گشودن گره ها و گره زدن ها و خواب کردن و احضار و حرکت دادن اشیاء با اراده و از این قبیل کارهایی که مرتاض ها انجام می دهند که به هیچ وجه قابل انکار نیست، یا خودمان بعضی از آنها را دیده ایم و یا برایمان آن قدر نقل کرده اند که دیگر قابل انکار نیست».

تأثیر تکوینی سحر به اذن خداوند: یکی از اصول اساسی توحید، این است که همه قدرت ها در این جهان از قدرت پروردگار سرچشمه می گیرد، حتی سوزندگی آتش و برندگی شمشیر بی اذن فرمان او نمی باشد. منتها مفهوم این بیان مجبور بودن افراد در کار خود نیست.

توضیح این که: جهان آفرینش، جهان اسباب و مسببات است. البته برخی سبب ها مادی است و برخی غیر مادی است. اراده حکیمانه خداوند بر این تعلق گرفته است که هر پدیده و حادثه ای از علت ویژه خود صادر گردد و درعین حال، نظام علت و معلول ها همگی به خدا منتهی شده و از او قدرت و نیرو می گیرند. او است که سبب را می آفریند و به آن قدرت و نیرو می بخشد و آن را برای ایجاد معلول ویژه خود آماده می سازد. در حقیقت مؤثر واقعی، در تمام نظام جهان یکی است و نظام جهان که به صورت اسباب و مسببات جلوه گری دارند، همگی از او استمداد گرفته و به او منتهی می شوند (اصالت روح، ایت الله سبحانی، ص 241، مؤسسه امام صادق).

در تأثیر سحر و جادو نیز وضع چنین است. خداوند متعال با قدرت خویش، چنین اراده و نیرویی را در افراد به ودیعت نهاده است. انسان ها با بهره گیری از این اراده و تقویت آن می توانند به کارهای شگفت انگیزی دست زنند. برخی مانند اولیای خداوند از آن نیرو و در مسیر مناسب، استفاده می کنند و عده ای دیگر، با سوء استفاده از آن به کارهای ناشایست اقدام می کنند؛ پس، در واقع اصل وجود این نیرو در نهاد آدمی از آن خداوند و به فرمان او است، منتها چگونگی بهره گیری از آن به عهده خود انسان نهاده شده است و او در چگونگی بهره گیری از آن مسؤول است

گاهی خواستگار کم است و یا برخى افراد، به خاطر عدم وجود این تناسب، پس از خواستگارى، پى‏گیرى نمى‏کنند و شما گمان مى‏کنید بخت شما بسته شده است. پس این هم مى‏تواند یکى از عوامل جور نشدن باشد و نه بسته شدن بخت. بنابراین حل نشدن مشکل ازدواج مى‏تواند ریشه در عوامل و علل فوق داشته باشد. گرچه نمى‏خواهیم بگوییم سحر و جادو و بستن بخت، هیچ گونه واقعیتى ندارد، ولى از طرف دیگر نمى‏توان مطمئن بود که مورد و مشکل افراد ریشه در همین مسئله دارد. وجود نیروهایى نظیر آن چه از سحر و جادو ناشى مى‏شود، به مقتضاى نظام دنیا مى‏باشد. در این نظام، تزاحم بین زشتى‏ها و پلیدى‏ها وجود دارد و همچنان که انسان‏هاى شیطان‏صفت و زشت‏کار وجود دارد، جن‏هاى پلید و آزار دهنده نیز وجود دارد؛ ولى باید توجه داشت که غالب آن چه امروزه در میان مردم در این‏باره شایع است، بى اساس است و بیشتر به افکار روانى، تخیلات، سوءظن‏ها، توهمات و مشکلات واقفى موجود در رفتار و اعمال آنها مربوط است و اگر بر فرض موردى پیدا شد که سحرى در کار بود، مى‏توان از راه‏هاى زیر براى بطلان آن استفاده نمود:

1. استعاذه به خداوند و خواندن سوره‏هاى فلق و ناس.

2. خواندن و نوشتن آیات 75 تا82 سوره یونس و همراه داشتن آن.

3. دعا و تضرع به درگاه خداوند.

4. درخواست دعا از اولیاى واقعى خداوند.

5. صدقه دادن.

دعا براى فراهم شدن زمینه ازدواج با همسری شایسته از کارهای مستحب و مورد ترغیب خداوند است چرا که قبل از اقدامات شخصى و تصمیم گرفتن بر اساس فهم و شناخت فردى به خداوند روى آورده و از او خیرخواهى نموده‏اید و از اوهدایت جسته‏اید لذا در روایات متعدد حضرات ائمه(ع) ما را به دعا کردن و نماز خواندن براى دست یافتن به یک ازدواج موفق توصیه و سفارش نموده‏اند. کافى است با حسن اعتماد و قلب پاک رو به درگاه الهى آورید و دعا کنید. توجه شما را به روایت زیر جلب مى‏کنیم:

از امیرالمؤمنین نقل شده که هر کس قصد ازدواج داشته باشد دو رکعت نماز گذارد در هر رکعت پس از حمد سوره یاسین بخواند پس از اتمام نماز حمد و ثناى پروردگار گذارد.

افزون بر این، دو دعا را نیز زیاد بخوانید در قنوت نماز و بعد از هر نماز، در سجده و یا هر وقت دیگر:

1. « اللهم اغننی بحلالک عن حرامک و بطاعتک عن معصیتک خدایا مرا بی نیاز کن با حلالت از حرامت و با فرمانبرداریت از نافرمانیت». برخی از بزرگان توصیه کرده اند این دعا 114 مرتبه در یک مکان مقدس مانند مسجد یا زیارتگاه خوانده شود.

2. «رب انی لما انزلت الی من خیر فقیر ؛ خدایا! بی تردید من به خیری که تو بر من فرو می فرستی نیازمند و محتاجم (قصص، آیه 24)

قرآن مجید می فرماید که وقتی موسی گرسنه و تنها و بی سرپناه این دعا را خواند به لطف خدای عالی حضرت شعیب دختر خود را به سوی او فرستاد و او را به دامادی برگزید.

ان شاء الله دعاهای قرآنی برای همه ما مفید بوده و ظرفیت استفاده از آنها را داشته باشیم همچنین دعای معراج و نادعلی برای گشایش همه گرفتاری ها از جمله مشکل شما مفید است. از ائمه معصومین(ع) در این باره روایات متعددی داریم که ما در این مجال به یک مورد آن اشاره می کنیم:

امام صادق(ع) به ابوبصیر می فرمایند: هرگاه خواستی ازدواج کنی ابتدا دو رکعت نماز بجا بیاور سپس حمد و سپاس خداوند نما و بعد:

«اللهم انی ارید ان تزوج، اللهم فاقدر لی من النساء اعفهن فرجا، و احفظهن لی فی نفسها و فی مالی، و اوسعهن رزقا و اعظمهن برکه، و اقدر لی منها ولدا طیبا تجعله خلفا صالحا فی حیوتی و بعد موتی»؛ خداوندا! من می خواهم ازدواج کنم، خداوندا! برای من پاکدامن ترین زنان را مقرر فرما و کسی که خویشتن دار از همه نسبت به خود و نگهداری کننده ترین فرد در مالم باشد، که به واسطه آن نفسم (حالم) و مالم محفوظ بماند، کسی که فراخ ترین روزی و بیشترین برکت را در زندگی داشته باشد، و از وی برای من فرزندی طیب در نظر بگیر که جانشینی شایسته در حیات و ممات من باشد.

خواندن نماز امام زمان(ع) ودرخواست از آن حضرت هم مفید است.




موضوع مطلب :

       نظر
شنبه 90 آذر 19 :: 3:53 عصر
علی محمدی

هر وقت من یک کار خوب می کنم مامانم به من می گوید بزرگ که شدی برایت یک زن خوب می گیرم.تا به حال من پنج تا کار خوب کرده ام و مامانم قول پنج تایش را به من داده است

حتمن ناسرادین شاه خیلی کارهای خوب می کرده که مامانش به اندازه استادیوم آزادی برایش زن گرفته بود. ولی من مؤتقدم که اصولن انسان باید زن بگیرد تا آدم بشود ، چون بابایمان همیشه می گوید مشکلات انسان را آدم می کند.

در عزدواج تواهم خیلی مهم است یعنی دو طرف باید به هم بخورند. مثلن من و ساناز دختر خاله مان خیلی به هم می خوریم.

 

از لهاز فکری هم دو طرف باید به هم بخورند، ساناز چون سه سالش است هنوز فکر ندارد که به من بخورد ولی مامانم می گوید این ساناز از تو بیشتر هالیش می شود.

در عزدواج سن و سال اصلن مهم نیست چه بسیار آدم های بزرگی بوده اند که کارشان به تلاغ کشیده شده و چه بسیار آدم های کوچکی که نکشیده شده. مهم اشق است !

 

اگر اشق باشد دیگر کسی از شوهرش سکه نمی خواهد و دایی مختار هم از زندان در می آید من تا حالا کلی سکه جم کرده ام و می خواهم همان اول قلکم را بشکنم و همه اش را به ساناز بدهم تا بعدن به زندان نروم.

مهریه و شیر بلال هیچ کس را خوشبخت نمی کند. همین خرج های ازافی باعث می شود که زندگی سخت بشود و سر خرج عروسی داییمختار با پدر خانومش حرفش بشود دایی مختار می گفت پدر خانومش چتر باز بود.. خوب شاید حقوق چتر بازی خیلی کم بوده که نتوانسته خرج عروسی را بدهد. البته من و ساناز تفافق کرده ایم که بجای شام عروسی چیپس و خلالی نمکی بدهیم. هم ارزان تر است ، هم خوشمزه تراست تازه وقتی می خوری خش خش هم می کند!

اگر آدم زن خانه دار بگیرد خیلی بهتر است و گرنه آدم مجبور می شود خودش خانه بگیرد. زن دایی مختار هم خانه دار نبود و دایی مختار مجبور شد یک زیر زمینی بگیرد. میگفت چون رهم و اجاره بالاست آنها رفته اند پایین! اما خانوم دایی مختار هم می خواست برود بالا! حتمن از زیر زمینی می ترسید. ساناز هم از زیر زمینی می ترسد برای همین هم برایش توی باغچه یک خانه درختی درست کردم. اما ساناز از آن بالا افتاد و دستش شکست.. از آن موقه خاله با من قهر است.

قهر بهتر از دعواست. آدم وقتی قهر می کند بعد آشتی می کند ولی اگر دعوا کند بعد کتک کاری میکند.




موضوع مطلب :

       نظر
شنبه 90 مرداد 22 :: 3:7 عصر
علی محمدی

داستان کوتاه “فرق عشق با ازدواج”

 

شاگردی از استادش پرسید: عشق چست ؟

 

استاد در جواب گفت: به گندم زار برو و پر خوشه ترین شاخه را بیاور اما در هنگام عبور از گندم زار، به یاد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی

 

شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت.

 

استاد پرسید: چه آوردی ؟

 

 

 

با حسرت جواب داد:هیچ! هر چه جلو میرفتم، خوشه های پر پشت تر میدیدم و به امید پیداکردن پرپشت ترین، تا انتهای گندم زار رفتم.

 

استاد گفت: عشق یعنی همین!

 

شاگرد پرسید: پس ازدواج چیست ؟

 

استاد به سخن آمد که : به جنگل برو و بلندترین درخت را بیاور اما به یاد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی

 

شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت .

 

 

استاد پرسید که شاگرد را چه شد و او در جواب گفت: به جنگل رفتم و اولین درخت بلندی را که دیدم، انتخاب کردم. ترسیدم که اگر جلو بروم، باز هم دست خالی برگردم .

 

استاد باز گفت: ازدواج هم یعنی همین!

 

 

و این است فرق عشق و ازدواج




موضوع مطلب :

         نظر بدهید
شنبه 90 مرداد 22 :: 3:6 عصر
علی محمدی

                                                        ش   

«دوران عقد» دوره ای پس از خواندن صیغه عقد دایم است که رابطه میان دختر و پسر را رابطه ای مشروع و قانونی می سازد. دختر و پسر با عقد شرعی و قانونی با یکدیگر پیمان ازدواج را بسته اند، اما هنوز در دو آشیانه اند.

این دوران دارای اهمیت ویژه ای می باشد که به پاره ای از آن می پردازیم:

1- برای دختر و پسر که از کودکی در کنار خانواده خود زندگی کرده اند و با اعضای خانواده مانوس بوده اند، جدایی ناگهانی دشوار است و این امر ممکن است سبب ایجاد خلا عاطفی برای آنها «به ویژه دختر» گردد. لذا دوران عقد فرصتی است تا به تدریج هم دختر و پسر و هم خانواده های آنها آماده پذیرش و تحمل این جدایی شوند.

2- دختر و پسر که تا چندی پیش از این، با یکدیگر ناآشنا و بیگانه بوده اند، برایشان سخت است که یک باره در کنار هم قرار گیرند و زندگی مستقلی را آغاز کنند. دوران عقد می تواند این فرصت را برای آنها فراهم سازد تا با انس و همدلی که به مرور زمان نسبت به یکدیگر پیدا می کنند، با آمادگی و آرامش بیشتری زندگی مشترک خود را آغاز کنند.

3- نکته مهم و اساسی این است که در این دوران دختر و پسر می توانند به شناخت بیشتری از یکدیگر دست یابند و به شناخت قبلی خود «که پیش از این دوران، در مرحله انتخاب به دست آورده اند»، عمق بیشتری ببخشند تا خود را برای تفاهم و سازگاری و بالندگی مطلوب در زندگی مشترک آینده آماده سازند.

4- دختر و پسر در این مدت می توانند برای پذیرش مسئولیت زندگی مشترک آمادگی لازم را به دست آورند. این دوران فرصت مناسبی برای برنامه ریزی زوج های جوان برای استقلال و شکوفایی زندگی مشترک است همچنین شور و نشاط و امید نسبت به زندگی آینده که با سخنان پرامید و رفتار متین و مطمئن از جانب دختر و پسر میسر می گردد.

5- با شروع دوران شیرین عقد، خداوند متعال محبت و عشق بی نظیری را میان دختر و پسر به وجود می آورد، به طوری که آنها از دیدن یکدیگر خوشحال شده و آرامش درونی خاصی را احساس می کنند و با دیدارهای صمیمانه در این دوران، مهر و محبت آنها نسبت به هم افزایش می یابد. باید توجه داشت رفتار و گفتار آنها در افزایش محبت یا کاهش آن موثر است.

در دوران عقد دختر و پسر می توانند به شناخت بیشتری از یکدیگر دست یابند و به شناخت قبلی خودکه پیش از این دوران، در مرحله انتخاب به دست آورده اند، عمق بیشتری ببخشند  

6- اگر این دوران با هوشیاری و خردمندی سپری شود، تبدیل به شیرین ترین و به یادمانی ترین دوران زندگی زوج های جوان می شود. زیرا دختر و پسر، از داشتن موهبت همسر بهره مند هستند و نیز مسئولیت ها و تعهدات کمتری نسبت به یکدیگر دارند. (پسر تعهد کمتری نسبت به هزینه و تامین مایحتاج زندگی دارد و دختر نیز مسئولیت اداره خانه را بر عهده ندارد).

7- خانواده های همسران در این فاصله می توانند برای تهیه مقدمات ازدواج آنها آمادگی لازم را پیدا کنند.

8- این دوران زمان مناسبی برای تامین نیازهای دختر و پسر است تا بدین وسیله هر دو به آرامش و سکون برسند. یکی از این نیازها، نیاز به مورد توجه واقع شدن است که برای تامین آن دختر و پسر در دوران عقد باید عواطف و احساسات یکدیگر را در نظر بگیرند و برای آن ارزش قابل توجهی قائل باشند.

- ملاقات زوجین در دوران عقد

دیدارهای همسران در دوران عقد از اهمیت بسیاری برخوردار است. این دیدارها از دو جهت سودمند است: همسران می توانند هم از کنار هم بودن لذت ببرند و هم با روحیات و اخلاق یکدیگر آشنا شوند.

اما برای اینکه این ملاقات ها به دور از تنش و به نحو سالم و مطلوب صورت گیرد توجه به نکته زیر ضروری است:

- جهت ملاقات یکدیگر زمان و دفعات آن را با مشورت همسر و خانواده او تعیین کنید، زیرا رعایت این مسئله دارای محاسن زیر است:

اگر خانواده عروس از زمان حضور داماد در خانه خود آگاه باشند، به راحتی می توانند مقدمات لازم برای پذیرایی و استقبال از او را فراهم کنند، در این صورت داماد نیز احساس می کند که مورد احترام قرار گرفته است و خانواده دختر نیز به خاطر سرزده آمدن داماد دچار نگرانی و ناراحتی به لحاظ فراهم نبودن مقدمات پذیرایی از او نمی شوند.

به دلیل نظم حاکم بر این گونه ملاقات ها، دختر و پسر از آرامش روانی برخوردار می شوند. زیرا داشتن نظم یک نیاز روانی است.

دختر برای دیدار همسر خود آمادگی بیشتری دارد و خود را برای دیدار با او آماده می کند. بدین ترتیب برای همسر خود جذابیت بیشتری خواهد داشت و این باعث رضایت مندی آنها از ملاقات با یکدیگر می شود.

در ملاقات هایی که در دوران عقد با یکدیگر دارید برای موفق و شاداب بودن این دیدارها باید مقدماتی فراهم کنید:

هدیه

 توجه به خود و آراستگی ظاهر خود داشته باشید. آراستگی پسر این است که به وضعیت اصلاح موهای خود و مرتب بودن آنها، تمیز بودن کفش و لباس ها، استفاده از عطر مناسب و مورد علاقه همسر توجه داشته باشد. آراسته بودن دختر نیز این است که لباسی بپوشد که برازنده اوست. خود را به نحوی مطلوب و زیبا آرایش کند. موهای خود را به شکلی مناسب و زیبا مرتب نماید و از عطری مناسب که مورد علاقه همسرش است و جذابیت او را بیشتر می کند استفاده نماید.

همیشه قبل از حضور در خانه همسرتان، با تماس تلفنی آنها را از آمدن خود مطلع سازید. در صورتی که مجبور به لغو قرار ملاقات شدید، حتماً سریع به آنها خبر دهید و اگر هم به منزل همسرتان دیر رسیدید از آنان عذرخواهی کنید.

برای همسرتان هدیه ای مناسب در حد توان خود و سلیقه او تهیه کنید. یک شاخه گل نیز می تواند احساس خوبی را در همسرتان ایجاد کند که حاکی از عشق و محبت شما نسبت به اوست.

از نوشتن کلمات زیبا بر روی هدیه خود دریغ نکنید. (عباراتی مانند: «عزیزم دوستت دارم»، «تقدیم با عشق»، «تقدیم با صمیمانه ترین محبت ها»، «تقدیم به زیباترین گل زندگی ام» و...

 

ناگفته نماند که گفتن این کلمات در هنگام دادن هدیه، محبت شما را در دل همسرتان بیشتر خواهد کرد.

(زوج های جوانی که به خاطر وضعیت خاص شغلی یا تحصیلی کمتر موفق به دیدار یکدیگر می شوند، بهتر است در همان ملاقات های اندک خود، آن چنان با گرمی و محبت و صمیمیت و عشق با یکدیگر برخورد کنند(با به کاربردن کلماتی که حاکی از عشق و علاقه زیاد آنها به همسرشان است) که در هنگام عدم حضور همسرشان با یادآوری آن خاطرات شیرین، عشق به همسرشان هم چنان در دلشان پایدار بماند.

خانواده همسران هم باید در حد توان خود وسایل لازم برای یک پذیرایی گرم و صمیمی از آنها را فراهم سازند. با گشاده رویی پذیرای آنها باشند و در صورت امکان اتاقی را برای ملاقات خصوصی آنها اختصاص دهند.

قبل از ملاقات خصوصی با همسر باید مدتی را با خانواده او به گفت وگو و احوالپرسی بپردازید.

استقبال گرم از همسر هنگام ورود به منزل یکی از عوامل پایه ای و استحکام خانواده است.

در ملاقات خصوصی ابتدا با گفتار نرم و صمیمانه که حاکی از اشتیاق نسبت به یکدیگر است، با هم احوالپرسی کنید. در آغوش گرفتن و بوسیدن هم یکی از امور ضروری در این ملاقات ها می باشد که نشانه محبتتان به یکدیگر است.

با کلمه زیبا و دلنشین از هدیه همسرتان تشکر کنید و متقابلاً علاقه خود را به او ابراز کنید. هدیه همسرتان با عشق و علاقه به شما تهیه شده است، مبادا ارزش حقیقی آن را به واسطه هزینه کم یا اندازه کوچکش نادیده بگیرید.  

سعی کنید در این دیدارها با یکدیگر گفت و گو داشته باشید. زیرا صحبت نکردن با یکدیگر موجب سردی در روابط میان شما می گردد. ضمن اینکه با انجام این گفت و گوها، می توانید از یکدیگر شناخت بیشتری پیدا کنید و با روحیات و خصوصیات رفتاری یکدیگر آشنا شوید.

از همسر خود تعریف کنید. از نوع رفتار او، وضعیت ظاهری، از عطری که استفاده کرده است و... اینها از جمله عواملی است که بر جذابیت ملاقات های شما می افزاید و موجبات دلبستگی بیشترتان را فراهم می کند.

آنچه در دل دارید به زبان آورید و نگذارید نکات کوچکی که موجب ناراحتی شما شده است پنهان نماند. زیرا با انباشته شدن حرف های کوچک است که انبوهی از مشکلات به وجود می آیند

در سخن گفتن باید علایق همسر خود را در نظر بگیرید نه اینکه حرف هایی بزنید که تنها خودتان به آن علاقه دارید.

حتما سخن خود را با پیامی مثبت آغاز کنید. از کلماتی زیبا و مناسب استفاده کنید.  

شاد و با نشاط سخن بگویید. این هنری است که باید فرا گرفت.

ملایمت در کلام بسیار موثر است. حتماً با همسرتان با نرمی، ملایمت و گرم صحبت کنید.

نه آن قدر در پرده و مبهم صحبت کنید که همسرتان صحبت شما را متوجه نشود و نه به گونه ای صحبت کنید که از آن تندی ورک گویی آزاردهنده استنباط شود.

گفتن حرف های امیدوار کننده (البته نه دروغ) می تواند چشم انداز آینده ای روشن را در برابر همسرتان جلوه گر سازد.

گفت وگوی سالم باید دو طرفه باشد. (به این معنی که نباید همواره یک نفر صحبت کند و دیگری شنونده باشد. فرصت صحبت کردن را به همسرتان نیز بدهید.)

از اهمیت و ارزش نگاه های چشم در چشم بدون کلام هرگز غافل نشوید.

از همین ابتدای زندگی مشترک، یاد بگیرید که آنچه در دل دارید به زبان آورید و نگذارید نکات کوچکی که موجب ناراحتی شما شده است پنهان نماند. زیرا با انباشته شدن حرف های کوچک است که انبوهی از مشکلات به وجود می آیند.

قلب

سعی کنید شنونده خوبی برای صحبت های همسرتان باشید. با دقت و توجه کامل به سخنان او گوش دهید و در مواقع لازم با او همدردی و همدلی نمایید. بدین ترتیب همسر شما احساس می کند که یار و یاور و مددکار خوبی را در کنار خود دارد.

صداقت در گفتار عامل مهم دیگری است که به تداوم گفت وگو می انجامد و می تواند همسرتان را برای وارد شدن در زندگی با شما دلگرم سازد. دروغ گویی ناشی از عدم توانایی، ترس و نگرانی و ساده انگاشتن همسر است. برای جلب اعتماد بیشتر و استحکام روابط زناشویی از دروغ گویی اجتناب کنید.

برای جلب اعتماد بیشتر و استحکام روابط زناشویی از دروغ گویی اجتناب کنید.

 

لارم نیست تمام اسرار زندگی خود یا خانواده خود را با همسرتان درمیان بگذارید. اسراری را که به زندگی زناشویی شما چندان ارتباطی ندارد و آشکار شدن آن به روابط شما با همسرتان لطمه وارد می سازد، تا پایان عمر محفوظ داشته و بر ملا نسازید.

 

از قهر کردن و ترک گفت وگو بپرهیزید؛ ترک کردن گفتگو به حالت قهر باعث آسیب های روانی می گردد. ضمن اینکه در دوران عقد، ممکن است موجب تردید در ادامه زندگی مشترک شود.

 

در گفت وگوی با همسرتان هرگز از خواستگاران و خاطرخواهان قبلی خود یاد نکنید، زیرا باعث دلسردی میان شما و همسرتان می شود. (زوج های جوانی که از یکدیگر دور هستند خوب است نکات مذکور را در حین گفت وگوهای تلفنی که با یکدیگر دارند، مراعات نمایند.)

برای جلب اعتماد بیشتر و استحکام روابط زناشویی از دروغ گویی اجتناب کنید

گاهی یک نگاه محبت آمیز و تبسمی بر لب، بیشترین عشق و گرمی را به همسر می بخشد و موجب دلگرمی او برای ادامه زندگی مشترک خواهد شد. خالق دل ها، نگاه صمیمانه و عاشقانه همسران به یکدیگر را عبادت می داند.

پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله وسلم) فرمودند: «وقتی مرد به زن خود با محبت می نگرد و زنش به او با مهر نگرد، خداوند به دیده رحمت به آنها می نگرد.»

نوشتن نامه های عاشقانه محبت شما را به یکدیگر زیاد می کند.

در صورتی که تلفن همراه دارید پیام کوتاه را فراموش نکنید. پیام های کوتاهی تلفنی که سرشار از محبت است بر محبت و علاقه شما می افزاید.

از مناسبت های خوش، عکس بگیرید. از نامه ها، عکس ها، فیلم های زیبای این ایام به خوبی محافظت کنید و برای استحکام بیشتر پیوندتان، تا پایان عمر، هر چند وقت یک بار آنها را با هم مرور کنید.




موضوع مطلب : عقد

         نظر بدهید
سه شنبه 89 آبان 11 :: 6:31 صبح
علی محمدی

                                                         9

دختر خانم ها؛ آقا پسرها؛

1. به قصد اصلاح، درمان و یا هدایت با کسی ازدواج نکنید! و فراموش نکنید ازدواج درمانگاه نیست!

چشمتان را خوب باز کنید ببینید آیا با همین خواستگارتان بدون هیچ تغییر و اصلاحی در رفتارش، عقایدش، وضع علمی و مالی‌اش می توانید زندگی کنید یا نه؟

و بر مبنای همین الان، کاملا واقع بینانه ، تصمیم بگیرید.

 

2. از سر ترحم ، کمک و دستگیری با کسی ازدواج نکنید!

 

3. از سر طمع، تفاخر و پُز دادن و مشهور شدن، با کسی ازدواج نکنید!

 

4. برای انتقام(از دیگری)، تسویه حساب، حالگیری و یا رقابت و کِنف کردن دیگری با کسی ازدواج نکنید!

 

   (متاسفانه زمینه بروز این جنس رفتارهای کودکانه کم نیست)

 

5.از سر عجز، فرار و یا با تئوری "از این ستون تا اون ستون فرجی است" ازدواج نکنید!

   (بلکه ابتدا با تدبیر و اعتماد به نفس مشکلتان را برطرف کنید.)

 

6. در امر ازدواج استخاره نکنید!

 

خوب است به خانواده ی مقابل هم در ابتدا این را تذکر دهید. »»»

 

7. برای تکمیل تیم یا گروه عروس ها یا دامادهای فامیل با کسی ازدواج نکنید!

 

   (این به فلانی و فلانی میاد... هم تیپ و...)

 

 دخترخانم ها و آقا پسرهای مجرد بهتر است که:

 

 1. قبل از انتخاب همسر، خودخواه باشید. (بعد از ازدواج فداکار)

 2. قبل از انتخاب همسر، نسبت به همسر آینده، بد بین و سخت گیر باشید. (بعد از ازدواج خوش بین و آسان گیر)

 3. از ازدواج با افراد خرافاتی و دارای عقاید عجیب غریب خودداری کنید.

 4. معمولا علاقمندی های یک طرفه ی دختر خانم ها، بی ثمر است و از عوامل اساسی و موثر در

کاهش تدریجی شانس ازدواج آنان به شمار می رود.

 5. به علاقمندی های پسرها ی زیر 20 سال اعتماد نکنید.

 6. پسرها عجله نکنند و قبل از فراهم شدن مقدمات ازدواج؛ شغل و سربازی(و نه ثروت! که ثروت اصلی اعتماد به نفس و توکل است)، به ازدواج فکر نکنند و برای انتخاب همسر هیچ اقدامی نکنند.




موضوع مطلب : ازدواج, شهاب مرادی

       نظر
پنج شنبه 89 آبان 6 :: 1:16 صبح
علی محمدی
1   2   >